|
|
عاشقی دردی است که تنها عاشق داند درد آنرا! |
|
|
سلام به عزیزای گلم من بازم اومدم
میخوام این دفعه بگم کاشکی آدم این عاشقی رو نمیشناخت کاشکی این عاشقی اصلا سراغ یه آدمایی مثل من نمی اومد کاشکی خدا خیلی زود جواب دلای عاشق رو میداد کاشکی من اینقدر وابسته نمیشدم کاشکی............. حالا که من این عاشقی رو میشناسم و چشیدم و حالا که این درد سراغ منم اومده و حالا که خدا به این زودی ها جواب منو نمیده و حالا که من زیاد وابسته نیلوجونم شدم و حالا که..... به خدا نمیدونم چیکار کنم خیلی دوسش دارم نیلوجونم رو ولی نمیدونم آخرش چی میشه آخرش این همه نوشتنا چی میشه آخرش این همه خستگی ها واسه دیدن هم به کجا میکشه واقعا کلافه شدم فقط خواستم حرف دلم رو بنویسم شاید یه خورده سبک شم الانم فکر میکنم همین احساس به من دست داده ....... بازم میگم همتونو دوست دارم و واسه ما دعا کنین. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 14:47 توسط یه عاشق نیلوفری
|
|
||
|
|
سال 85 ..........سال دوری |
|
|
سلام بچه ها من اومدم ولی شاید كه از دستم ناراحت باشید که اینقدر دیر اومدم آخه سرم شولوغ بود و در گیر هم بودم .راستی سال نو را هم بهتون تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید . من باید بگم خوشبختانه تونستم سال ۱۳۸۵ را با خوبی آغاز کنم و پیش امام رضا باشم یعنی مشهد جای همتون خالی بود ولی یه کمی شولوغ بود و واسه همتون هم دعا کردم و واسه خودم و نیلوفرم هم حسابی دعا کردم که تکلیف ما رو روشن کنه امام رضا ولی هر چی هست تونستم دلمو با گریه خالی کنم پیش امام رضا و البته اینم بگم که امام رضا خیلی زود جوابمو داد حالا میخواهید بدونید چه جوری آخه من وقتی برگشتم با خواهر نیلوفر اشنا شدم و بهم گفت اون فکرش فعلا درسه منم میخوام فعلا فراموشت کنم نیلو جونم ولی میدنوم خیلی سخته واسه من که اینطوره ولی نمیدونم واسه تو هم همین طوره یا نه به هر حال شاید حالا حالا ها آپ نکنم ولی همتونو دوست دارم . امیدوارم سال خوبی داشته باشی نیلوجونم و همچنین شما که تو این مدت به ما لطف داشتین.
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 20:19 توسط یه عاشق نیلوفری
|
|
||
|
|
دیدار ما پنجشنبه ها نیلوجونم |
|
|
نیلوجونم اومدم بهت بگم بازم میگم همیشه میگم که دوستت دارم عاشقتم میمیرم واست یه وقت فکر نکنی اگه من فقط پنجشنبه ها میبینمت به خاطر اینه که علاقم نسبت به تو کم شده ها به خاط اینه که میخوام به خاطر من به درسات لطمه نخوره و دوتامون بتونیم همیشه در درسامون موفق باشیم اگه نظر منو بخواهی نظرم اینه که همیشه باهات باشم همیشه بازم کمه بازم مثل همیشه میگم یادتون نره واسه ما دعا کنینا مرسی از همتون |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 7 آذر1384ساعت 8:43 توسط یه عاشق نیلوفری
|
|
||
|
|
دلم از تو دوره دوره |
|
|
سلام بچه ها خیلی دوستون دارم
راستشو بخوایین علت اینکه دیر به دیر آپ میکنم به خاط اینه که منم دیر به دیر نیلوجونمو میبینم دوبار مدرسه ها شروع شد و دوباره ما از هم دور شدیم اخه مگه چی میشد ما از هم دور نباشیم و هر روز همدیگه رو ببینیم الا ن که دارم اینا رو مینویسم خیلی دلم واسش تنگ شده و میخوام هر چه زودتر ببینمش آخه توی ایام ماه مبارک رمضان من زیاد نتونستم پیشش باشم و الانم میخوام وقتی دیدمش یه جواب مهمی بگیرم و میخوام بهش بگم تا آخر عمر باهاشم ببینم اونم میخواد با من باشه یا نه آخه نمیدونین من چه جوری شیفتش شدم به قدری دوستش دارم که میخوام بخواطرش اگه بگه بمیرم و در اخر سرم مثل همیشه محتاج دعای همتون نسبت به من و نیلوفرم هستم
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 9 آبان1384ساعت 19:18 توسط یه عاشق نیلوفری
|
|
||
|
|
دل...قلب.....نگاه....عشق |
|
|
سلام به همتون خیلی دوستتون دارم ولی شرمنده تو این تابستونیه همه خستگی در میکنن ما بشتر از همیشه خسته میشیم و وقت سر خواروندن هم نداریم چه برسه آپ کردن وبلاگ . ولی این دفعه دلو زدم به دریا حالا میخوام تا غرق نشده حرفشو واستون بنویسم که بدونین واسه چی داره غرق میشه راستش من نیلوجونو از ته قلبم دوست دارم ولی گاهی وقتا حس میکنم الکی دلمو خوش کردم به خدا میگم خدایا چی میشد اگه قلبو نمیدادی که کسی نخواد توش جا بگیره چی میشد دل رو نمیدادی که نخوام دلبسته ی کسی بشم چی میشد چشمامو نمیدادی که نخوام با یه نگاه کردن عاشق کسی بشم چی میشد اون رو منو جلو راه نیلوجونم سبز نمیکردی که حالا اینقدر شیفتش نشم ولی حقیقت اینه که همه رو بخشیده خدایا ناشکری نمیکنم شکرت ولی حالا که دادی پس یه راه حلی هم بذار جلوی پای ما دیگه مگه تو بنده هاتو دوست نداری پس یه فکری هم به حال من بکن در اخر از همتون که نسبت به ما لطف داشتید و دارید و نظر دادید و نظر میدید کمال تشکر و قدر دانی رو داریم. .................واقعا مرسی....................... |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 21 شهریور1384ساعت 22:14 توسط یه عاشق نیلوفری
|
|
||
|
|
یا ضامن آهو.............. |
|
|
سلام به همه ی شما که نسبت به من و نیلوفرم لطف دارید و نظر میدید راستشو بخوایید این دفعه میخوام از مشهد بگم آخه پسر عمه ی من با خانواده اش رفته بودن مشهد هفته قبلی و وقتی پسر عمه ام زنگ زد که واست چی بیارم از مشهد سوغاتی بر عکس همیشه که اگه یکی زنگ میزد میگفتم .... چیزو بییار گفتم فقط واسه منو و نیلوفرم دعا کنه و از امام رضا بخواد که من هر چه زودتر به نیلوفرم برسم واسه همیشه . ای خدا ای امام رضا یعنی میشه یعنی میشه ما حاجتمونو از امام رضا بگیریم ای امام رضا یعنی کی جواب ما رو میدی آخه شما نمیدونین من چقدرنیلوفرمو دوست دارم و بدون نیلوفرم هیچم. از شمایی که اهل مشهد هستید من و نیلوفرم خواهش میکنیم واسه ما دعا کنین پیش امام رضا و شمایی که اهل یکی از شهر های ایران هستید ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نکنین .
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه 7 مرداد1384ساعت 19:8 توسط یه عاشق نیلوفری
|
|
||
|
|
تابستان |
|
|
خوب سلام امیدوارم همه شما خوانندگان این وبلاگ حالتون خوب باشه
میتونم بگم از بس ما از این روزایی که گذشته لذت بردیم که وقت آپدیت کردن نداشتم ولی دیدم بالا خره شما هم که نسبت به من و نیلوفرم لطف دارید و نظر میدید حقی دارید که باید آپ کنم راستشو بخواهید من هر روز علاقم نسبت به نیلوفرم بیشتر میشه ولی تا حالا اینو از اون نپرسیدم که بدونم اونم مثل من علاقش نسبت به من بیشتر میشه یا نه ؟ باید بگم این تابستونی که با هم هستیم بهترین لحظات رو میگذرونیم و از شما خواهشی که دارم اینه که واسه ما دعا کنید ما نیازمند دعای شما هستیم (دعای خیر ) و ای کاش تابستون به این زودی ها تموم نمیشد ای کاش میشد روزای تابستونو بیشتر کرد و حالا که نمیشه ای خدا من از تو میخوام کمکمون کنی که ما بتونیم از لحظه لحظه ی تابستون نهایت استفاده رو ببیریم از همه ی شما کمال تشکر رو دارم عزیزان |
||
|
2
نوشته شده در جمعه 10 تیر1384ساعت 9:55 توسط یه عاشق نیلوفری
|
|
||
|
|
خدا خافظ مدرسه ................. |
|
|
سلام... سلام... سلام........ به همه ی دوستام تو اینجا و هرجا یا اونجا
از اون سالن امتحانات که اومدم بیرون و کارتمو تحویل دادم انگار یه بار سنگین پس از یه ماه از رو دوشم اومد پایین وای اصلا وقتی اومدم تو حیاط ودرسه آسمونو یه رنگ دیگه دیدم انگار به قول یکی از بچه ها مثل مرغ گرفتار تازه از قفش آزاد شدیم با اینکه دوست نداشتم دیگه برم روی اون صندلی ها بشینم واسه اخرین بار با بچه ها رفتیم تو کلاسمون و یه یادی هم تازه کردیم از دوران مدرسه و کلاس و بعدشم همگی رفتیم پای تخته سیاه و هر کی یه جمله ای نوشت در باره اینکه تعطیل شدیم ومن نوشتم : خداحا فظ مدرسه آره خدافظ هرکی یه چیزی نوشت با تموم بچه ها ی مدرسه خدافظی کردم راستشو بخوایین بر عکس خیلی از بچه ها انگار دوست نداشتم امتحانا تموم شه از اینکه دیگه نمیتونستم بیام مدرسه یا اینکه بچه هارو ببینم همچین بگی نگی ناراحت بودم امیدوارم شمایی که تعطیل شدی مثل من یا شمایی که قراره بعدا تعطیل بشی از تابستونت حسابی لذت ببری. (من و نیلوفرمم به اندازه ی لحظه لحظه های تابستون لذت میبریم باور کنین |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 24 خرداد1384ساعت 9:46 توسط یه عاشق نیلوفری
|
|
||
|
|
بهترین شعر تقدیم به بهترین ............ |
|
|
بیا تا رنگ اقیانوس آبی است برای مرغ ها دیوانه باشیم کنار هر دلی یک شمع سرخ است بیا به حرمتش پروانه باشیم بیا با دستی از جنس سپیده زلال اشک از چشمی بپوشیم بیا راز غم پروانه ها را به موج آبی بگوییم . برای او (نیلوفر) که وسعت قلبش به اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است سلام شرمنده نشد که بخوام زودتر آپ کنم |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 17 خرداد1384ساعت 19:24 توسط یه عاشق نیلوفری
|
|
||
|
|
پنجشنبه یعنی روز دیدار |
|
|
سلامی دوباره خیلی خوشحالم آخه به خاطر مطلب پایینی که نوشته بودم انگار اینو نیلوجونم خونده بود و پنجشنبه یه چیزی بهم گفت برم همونجا که همیشه با هم بودیم و اولین بار با هم آشنا شده بودیم باورم نمیشد انگار داشتم خواب میدیدم دیدم نیلوجون منم اومده بود همونجا واقعا اینقدر خوشحال شدم که انگار داشتم بال در می اووردم و پرواز میکردم وای اینقدر خوشحال شدم که دیگه اصلا واسه امتحانامم ناراحت نیستم چون قراره دیگه تو امتحانا ما همیدگه رو تو همونجا روزای پنجشنبه ببینیم و من الان که فقط دو روز از پنجشنبه هفته قبل میگذره دارم روز شماری میکنم ببینم آخه پس این پنجشنبه کی مییاد تا منم برم عشقمو ببینم واقعا بهم اندازه ی یه دنیا اون روز که نیلوفرمو دیدم بعد یکی دو هفته خوش گذشت به هر حال نیلوفرم من این هفته روز پنجشنبه هم منتظرتم یادت نره ها خیلی دوستت دارم اینقدر که نمیتونم با نوشتن بیان کنم ساده و بی زیاده روی و در یک جمله میخوام داد بزنمو بگم دوستت دارم |
||
|
2
نوشته شده در شنبه 7 خرداد1384ساعت 23:36 توسط یه عاشق نیلوفری
|
|
||